جمال الدين محمد الخوانساري
42
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
1762 أصل الّدين أداء الأمانة والوفاء بالعهود . أصل ديندارى اداى امانت وبجا آوردن عهدهاست ممكن است مراد ظاهر آنها باشد كه پس دادن امانتها باشد كه باو سپرده باشند وبجا آوردن عهدها كه با مردم كرده باشد و « بودن اينها أصل ديندارى » باعتبار اينست كه عمدهء ديندارى در ماليّات است وكسى كه در آنها مقيّد باشد كم است كه در أمور ديگر بي قيد باشد وممكن است كه مراد بعهدها شامل عهدها وپيمانهائى باشد كه حق تعالى گرفته از مردم از اقرار باو وپيغمبر وأئمة صلوات اللّه عليهم وعمل بفرمودههاى ايشان بلكه ممكن است كه اداى امانت نيز شامل اينها باشد وبجا آوردن عهدها تأكيد آن باشد وبنا بر اين بودن اين معنى أصل ديندارى باين معنى است كه مجمل ديندارى همين است . 1763 السّيّد محسود والجواد محبوب مودود . بزرگ ومهتر رشك برده شده است يعنى مردم رشك وحسد بر أو برند وبخشنده محبوب ودوست داشته شده است واين تأكيد محبوب است . 1764 الحسود أبدا عليل والبخيل أبدا ذليل . حسود رشك برنده هميشه بيمار است يعنى بيمارى معنوي بلكه أكثر أوقات بيمارى ظاهري نيز بسبب غم وغصّهء كه مىخورد وبخيل هميشه خوار وذليل است . 1765 الجنّة خير مال والنّار شرّ مقيل . بهشت بهترين انجام وعاقبتى است ، پس بايد سعى كرد در آنچه سبب دخول بآن باشد ، وآتش بدترين خوابگاهى است ، پس بايد اهتمام كرد در آنچه سبب رستگارى از آن باشد ، ومراد به « مقيل » خوابگاه در پيشين باشد چنانكه أصل معنى آن است نزد بعضي از أهل لغت يا در پيشين در تابستان چنانكه بعضي ديگر گفتهاند وبر هر تقدير وجه تخصيص بدى بآن وقت باعتبار زيادتى بدى آن است زيرا كه پيشين